محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
302
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دست دارد و مصدر حلال و حرام به شمار مىرود و پاداش مىدهد و مجازات مىكند . وى بايد در مرحله بعد ، علاقه و ايمان خود به خداى مدبر و حاكم مطلق و ناظر دادگر را با عمل و نه تنها با زبان بيان كند ؛ چه آن كه ايمان و عشق از اعمال و آثار خارجى آنها شناخته مىشوند و نظريههاى منطقى و علاقه قلبى بيشتر به حديث نفس و خيالپردازى شبيه است . مسلمان واقعى و اسلام راستين ، اينگونه است ؛ ولى هنگامى كه به مسلمانان اين دوره نگاه مىكنيم ، مىبينيم كه آنان به آيينها و شعاير مانند نماز خواندن و روزهدارى و ساختن مساجد و حسينيهها پاىبند هستند ؛ اما در نگاه كلى جامعه ، اسلام بيشتر اعتقادى نظرى است كه تنها در حيطه استدلال و انديشه و عواطف تعصبآميز محصور شده و به جانها و زبانها نفوذ نكرده است . دين در جامعه كنونى به يك برچسب يا پروتوكل تبديل شده است و تنها در اعياد و يا ايام عزا جلوهگر مىشود و اثرى از آن جز گريه و زارى و قمهزنى و برپايى دستههاى عزادارى و جشنهاى مذهبى و اذان و صلوات ديده نمىشود و تنها گروه بسيار اندكى هستند كه فراتر از اين ظواهر مىروند . به اين ترتيب هر چه آيينهاى دينى گستردهتر و پر سر و صداتر شوند ، اثر دين در عرصه عمل و رفتار كمرنگتر مىشود تا جايى كه يكى از روزنامهها نوشته بود : « خداوند در ميان مؤمنانش يافت نمىشود . » آنان كه بيش از همه به ايمان تظاهر مىكنند ، دورترين مردم از آن هستند ؛ مانند انسان عاطل و باطلى كه بيهوده و بسيار سخن مىگويد . اثر ايمان راستين در تمام اعمال و رفتارهاى مؤمن و در تمام برخوردها و گرايشهايش ديده مىشود و تنها آيينها و شعاير ظاهرى نيست .